قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

3386

تاريخ الفي ( فارسى )

از ديوار آن قلعه مىانداختند ، از عقب آن ديوار مستحكم‌تر از آن مهيّا بود . آخر الأمر ، چون از مقاومت سپاه اسلام عاجز شدند ، كس پيش بيموند ، صاحب انطاكيه ، فرستادند و پيغام دادند كه « يا براى ما مددى بفرست كه دفع اين جماعت كند ، يا در تسليم قلعه ما را معذور دار كه ما را طاقت مقاومت اين جماعت نيست . » القصّه چون اهالى قلعه را مشخص شد كه از جانب انطاكيه كسى به فرياد ايشان نخواهد رسد و او نيز مانند ايشان عاجز و حيران است ، بالضّروره كس پيش صلاح الدّين فرستاده امان خواستند . و چون آن قلعه محلّ خزاين و نفايس فرنگان بود و صلاح الدّين نمىخواست كه از آن خزاين و دفاين هيچ‌چيز بيرون برود ، بنابراين ، فرمود كه « اهالى قلعه را به‌شرط آن امان مىدهم كه هيچ‌كس غير از جامه‌اى كه پوشيده چيزى ديگر حتّى سلاح را و اسب را بيرون نبرد . و هركه چيزىكه به يك دينار ارزد غير از لباس كه پوشيده بيرون آورد در امان من است . » « 1 » پس فرنگان از براى حفظ جان خود قبول كردند و هريكى دست اهل و عيال خود را گرفته با يك دست رختى كه پوشيده بود بيرون آمده راه انطاكيه پيش گرفتند . و صلاح الدّين قلعهء درب‌ساك را كه مملو از خزاين و دفاين چندين سالهء فرنگان بود ، متصرّف شد . و اين واقعه در تاريخ نوزدهم شهر رجب اين سال وقوع يافت . « 2 » بعد از آنجا عنان عزيمت به صوب قلعهء بغراس كه در نواحى انطاكيه واقع بود و در بلندى و ارتفاع دعوى تفوّق بر آسمان مىكرد ، منعطف داشت . و چون به حوالى آن قلعه رسيد ، جمعى از امرا به عرض رسانيدند كه گرفتن اين قلعه از جملهء محالات است . صلاح الدّين پرسيد كه « به چه واسطه ؟ » آن امير در جواب گفت كه « محاصرهء اين قلعه بىآنكه ما اكثر سپاه خود را بر سر راه انطاكيه نفرستيم كه عقب ما را نگاه‌دارند و با صاحب انطاكيه مقاومت توانند نمود ، متصوّر نيست . و هرگاه كه اكثر سپاه خود را به آن كار فرستيم با بقيّه سپاه ، گرفتن اين قلعه محال است . » صلاح الدّين به سخن وى اصلا التفات نكرده ، اوّلا عمدهء سپاه خود را براى محافظت راه انطاكيه و تاخت و تاراج آن ولايت فرستاد « 3 » و خود با جمعى قليل در پاى قلعهء بغراس آمده فرمود كه منجنيق‌ها نصب كرده شروع در سنگ انداختن از منجنيق كردند . امّا از كمال ارتفاع و بلندى كه آن قلعه داشت ، سنگ منجنيق به ثلث ديوار آن نمىتوانست رسيد ، و مع هذا چون در حوالى آن قلعه آب نبود سپاه اسلام از آن رهگذر بسيار ايذا داشتند و از تشنگى فرياد برآوردند . صلاح الدّين فرمود كه در ساعت حوضى چند كنده از رود آب آوردند و آن حوض‌ها را پر ساختند .

--> ( 1 ) . كذا فى المتن . شايد جملهء « . . . در امان من نيست » صحيح باشد . ( 2 ) . ابن اثير اين واقعه را در حوادث سال 584 ه . ق . آورده است . ( 3 ) . به گزارش ابن اثير ، صلاح الدّين قبل از اعزام لشكر به‌عنوان پيشرو به‌سوى انطاكيه ، نخست با قرآن استخاره كرد .